یا غیاث المستغیثین

به فکر فرو می روم
بین تقدیر و تقصیر مردد مانده ام
شاید، باید راهی دیگر را امتحان کنم؟
اما....
باور کن! خسته از هزار راه رفته ام
دلخورم! از همه راه های بی پایان
و از تمام سنگلاخ هایی که پایم را آزرده اند
نمی دانم....
شاید مصلحت این است....
خدایا!
من معنی مصلحت را نمیدانم
اما تو معنی طاقت را می دانی....

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی