بیخیال دنیا می شوم گاهی

بیخیال دنیا می شوم گاهی! از آن بیخیال ها که گاهی دنیا را به نگاهی می بخشند.

نمی دانم ماه رمضان نگاه تو کریم تر است یا من سنسورهایم قوی تر می شود!

تو آن بالا نشسته ای و ما را تماشا می کنی! من هم تماشا می کنم آسمان را! هرازگاهی که پایین میروم (همان موقع هایی که پایین میروم برای بردن سطل آشغال یا برای خرید از سرکوچه)

کوچه ما موقع طلوع ستاره ها خلوت است!

می پندارم که چشمک چشمان پر نور توست!

 دوباره با آسانسور بالا می روم.....خانه ما طبقه آخر است! عمدا آخرین طبقه را گرفته ام. می دانستم که به تو نزدیک تر میشوم :)

نخند.....نزدیک شدن به اندازه ی سانتی متری هم برایم مهم است!

راستی! تا بحال به تو نگفته بودم "I Love You"

این هم محض خاطر همان خنده بود :)

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی